استاندار خوزستان، رفتن یا نرفتن؟ مسئله این است

استاندار خوزستان

خردادماه سال۹۵ بود که بعداز ۲۱ انتصاب شتابزده دکتر مقتدایی درخوزستان و بالاگرفتن آتش اختلافات بین استاندار خوزستان و مجموعه ی دولت،دکتر مقتدائی برکنار و دکتر غلامرضا شریعتی بعنوان استاندار خوزستان منصوب شد.

باآمدن غلامرضا شریعتی موجی ازشادی و اعتماد به نفس اصلاح طلبان خوزستان را فراگرفت،چراکه آنها سالیان درازی آزمایشگاه نرگس متعلق به دکتر شریعتی را مامنی برای نشست ها،دیدارها و حتی درد دلهای خود میدیدند و غلامرضا شریعتی جوان اما که بعد از یک دوره ی معاونت سیاسی در دولت اصلاحات نزدیک به ۲۰سال کنار گود مانده و صبورانه به انتظار نشسته بود،حالا در عین جوانی با تجربه ی سالها فعالیت سیاسی آمده بود تا به گفته ی خودش در مراسم معارفه، استاندار همه ی استان باشد نه فقط اصلاح طلبان و این خود سرآغاز و منشا اختلافات و انتقادات اصلاح طلبان قدیمی و ریشه دار همچون دکتر محمد کیانوش راد (کربلائی) بادکتر شریعتی گردید.

اصلاح طلبان خوزستان که در دوران احمدی نژاد ۸سال خفقان و انزوا راتجربه کرده بودند،حالا برخی تاختند که چرا باید بعضی از همان احمدی نژادی ها در سیستم استانداری که مدعی بود میخواهد استاندار همه ی استان باشد،پست بگیرند و مناصب را اشغال کنند و همان ها که در ابتدای امر با ماشینهای شاسی بلند رنگارنگ استاندار را در سفرهای درون استانی بصورت کارناوال همراهی میکردند،کم کم به صف منتقدان پیوستند.

البته مشکل دکتر غلامرضا شریعتی،تنها منتقدان محلی نبود. او استانی را تحویل گرفته بود که باوجود تمام صنایع ریز و درشت که کشور را اداره میکنند،با مشکلات عدیده و بغرنجی مانند اشتغال،ریزگردها،کمبود بودجه،مشکلات آب وفاضلاب ومشکلات امنیتی بسیار روبه رو بود.به این مشکلات عدم پرداخت درازمدت حقوق بعضی شرکتها وصنایع و نیز فرسودگی ادوات،برقی،مکانیکی و تولیدی بسیاری از صنایع خوزستان مانند برق،آب ونفت را افزود.

دکتر غلامرضا شریعتی در بسیاری از موارد مانند دیدارهای مردمی و کم کردن فاصله دولت و مردم تابوشکنی کرده و باگذاشتن تمام وقت و زندگی خود،تایم کار استانداری را از ۱۶ بعدازظهر مرسوم به ملاقاتها تا ۵صبح نامرسوم تغییرداد،به طوریکه بسیاری از جلسات مردمی در ساعتهای بین ۱۲ شب تا ۵صبح انجام میگرفت و حالا دیگر دیدار با استاندار برای مردم دورترین نقاط خوزستان هم سخت نبود و این فرایند؛ سه سال ادامه داشت و استاندار خستگی ناپذیر خوزستان روزها به سفرهای درون استانی پر تعدد میرفت و شبها تا سحر به ملاقات های مردمی می پرداخت تا بلکه بتواند ذره ای از مشکلات بیشمار استان را با کار شبانه روزی حل کند تا حدی که این فرایند منجر به بیماری استاندار سختکوش و پرتلاش استاندار شد، اگر قدری با انصاف به فعالیتهای استاندار خوزستان بنگریم خواهیم دید که غلامرضا شریعتی میتوانست مانند سایر استانداران هم سلف خود در کشور، در تایم اداری سر کار حاضر شود و بعد از تایم کار به خود و خانواده بپردازد، اما انگیزه های بالای او و انرژی جوانی و تعصب ویژه او روی خوزستان و عشقی که به مردم دارد باعث گردید که بارها و بارها مقامات کشوری و لشگری و حتی رئیس جمهور و رهبر معظم انقلاب زبان به تحسین او بگشایند.

اما مشکلات تلنبار شده ی استان؛تمامی ندارند و استاندار خوزستان خسته از بار مشکلات و کم لطفی ها و نیز خسته از بار مشکلاتی که ظاهرا تمامی ندارند قصد رفتن دارد؛ البته در این بین نباید نقش وارونه ی رسانه های حامی و تیم رسانه ای استاندار را ندیده گرفت که در دفاع بد و ضعیف از عملکرد قابل دفاع دکتر غلامرضا شریعتی و عدم معرفی صحیح آنچه او کرد تا خوزستان را نجات دهد باعث گردید که در جامعه ی عمومی خوزستان قدرِ تلاش های او آنطور که باید دانسته نشود استانداری که با سعه صدر خود هرگز با مخالفان نجنگید؛ منتقدان را به چالش نکشید، در بحران های کارگری بجای استفاده از زور و قدرت نقش ناصح وهمدرد را ایفا نمود،بیشترین میزان بودجه را در بدترین شرایط اقتصادی به استان تزریق کرد، در بحران های سیل و زلزله همواره در کنار مردم بود و در بطن ماجرا قرار داشت و در تمامی سه سال گذشته در برابر تخریب های گاها” ناجوانمردانه سکوت اختیار نمود تا نمادی باشد از دموکراسی و خدمتگزاری واقعی و خادم مردم که سالهاست مسئولان این نقش خود را فراموش کرده اند

مقصد بعدی پزشک سیاستمدار هرکجا که باشد خواه صندق بازنشستگی نفت؛ یا هلال احمر کشور؛ قطعا بعد از او مردم خوزستان از او به نیکی و به کرات یاد خواهند کند و جای خالی او سالیان سال در فضای سیاسی خوزستان احساس خواهد شد

او می رود اما عطر نرگس زارهای بهبهان از ردپای او تا همیشه بر تارک خوزستان خوش خواهد درخشید.

 

۳۰ دیماه ۹۸/ بابک طهماسبی