اتوپیای ملی با دگر اندیشی انتصابی…تحلیلی بر ۱۲ انتصاب مهندس احمدمحمدی در مناطق نفتخیز جنوب

اانتصاب

احمد محمدی

اتوپیای ملی با دگر اندیشی انتصابی…تحلیلی بر ۱۲ انتصاب مهندس احمدمحمدی در مناطق نفتخیز جنوب

به قلم بابک طهماسبی

بیم به دل راه مده؛همان قدرتی که پادشاهت کرد،توان نگهداشتنت را هم؛ به رغم همه چیز،دارد
شکسپیر، ریچارددوم

۱۲ انتصاب شاید غیرقابل پیش بینی در مدت حضور مهندس احمدمحمدی در مناطق نفتخیز جنوب انجام گرفته است این انتصابات موافقان و مخالفانی دارد اما آنچه مسلم است مدیرعامل جوان کماکان و فارغ از جریانات پیرامونی راه خود می رود و کار خود می کند

در انتصابات مملکت ما دیرگاهیست که عده ای به دنبال تحمیل خود بر جایگاه ها هستند و عده ی قلیلی نیز به سبک و سیاق درست، انتخاب،گزینش و با اصرار و درخواست فراوان سیستم از آنها…مدیر می شوند حداقل همه ی ما نفتی ها میدانیم و به یاد داریم که مسئولیت بزرگترین شرکت نفتی با اصرار به احمد محمدی جوان و متخصص واگذار شد و او جزء دسته ی دوم است پس طبیعی است که چون وامدار هیچ جریان و گروهی نیست پس مستقل عمل می کند و مستقل تصمیم می گیرد

اما مدیران از لحاظ تصمیم گیری
دو رویکرد متفاوت دارند
عده ای در انتصابات دنبال نفراتی هستند که با انتصابشان تضمینی بر بقاء مدیریتشان شوند بدین مفهوم که سفارش شده ها و منصوبین به مقامات و افراد و جریانهای ذینفوذ را انتصاب می نمایند تا این مدیران اکثرا کارنابلد سفارشی و حامیان شان از مدیریت حمایت کنند و مدیر مربوطه بتواند بقایش را تضمین نماید
اما به راستی اگر مسئولیت تنها برای توفیق خدمت و ارائه ی خدمات خالصانه باشد جز زحمت و دردسر چه دارد؟! که بعضی افراد برای رسیدن به پست اینگونه شرافت و صداقت را ذبح میکنند و به حراج میکشند؟! و حاضرند ملک ری و بخارا و سمرقند را یکجا عرضه کنند؟!تا بر مسند بمانند!

اما دسته ی دوم مدیرانی هستند که بدون توجه و اندیشیدن به اینکه برای خودشان این انتصاب چه ره آورد و دستاوری دارد؟ به فکر کشور، سیستم، ساختار و آینده آن سازمان هستند. این مدیران افرادی را منصوب میکنند که اولا آشنایی کامل بر آن بخش از سازمان را داشته باشند دوما تفکر سیستمی (بجای تفکر لابی گری و رانت خواری) داشته باشند و سوما بدون توجه به طول زمان ریاست به کیفیت و اصلاح امور و جانشین پروری و آینده سازمان اعتقاد داشته باشند
بر همه ی ما روشن است که مهندس احمدمحمدی مسیر دوم را انتخاب کرده است و راغب و مصمم است که همین مسیر را ادامه دهد…

با نگاهی عادلانه و بیطرفانه به تمام ۱۲ حکمی که تا بحال از سوی مهندس احمدمحمدی صادر شده است و نگاهی ساده بر اسامی مدیران انتصاب شده کاملا واضح و روشن است که هیچ کدام در هفت آسمان سیاست و لابی گری حتی یک ستاره هم ندارند و هرگز از جایی و کسی سفارش نشده اند و هر کدام از انتصابات حاصل دهها روز تحلیل و بررسی مدیرعامل مناطق نفتخیز و تیم معتمد او بوده اند‌.

البته باید قبول کرد که در صنعت نفت که سالها معیار دریافت پست ها بر این اساس بوده که کدام کس لودگی بیشتری نزد عالیجناب!میکند و کدام فرد زودتر کیف او را میگیرد و کتش را از تن به در می آورد و یا کدام زودتر زیرسیگاری عالیجناب را خالی میکند…قبول یکباره ی شایسته سالاری و تخصص محوری برای برخی راسپوتین ها سخت و تحمل ناپذیر می نماید!

اما باید بپذیریم که در سالهای اخیر جانشین پروری و شایسته سالاری رخ نداده است و اجازه ی رشد به خیلی از نخبگان کاربلد بدون پارتی و لابی داده نشده است و حالا که مهندس محمدی تابوشکنی کرده و سعی در انتصاب نخبگان تحصیل کرده ی بی ادعا اما کاربلد و سیستم بلد نموده است این موضوع برای آنها که به پارتی بازی و رانت بازی و دیدن یک دایره ی همیشگی از نام های آشنای رانتی که عمری نفت را قبضه کرده و پست ها را بین خود به مانند غنایم و ارث پدری تقسیم می کردند عادت نموده اند قدری عجیب و غریب بنماید
بدون شک بعد از سال ها کسی آمده که در شهر شل ها… راست راه می رود و بودن یا نبودن خود
را فدای شایسته سالاری و آینده ی نفت کرده است بی گمان حتی اگر دوام او با اجرای عدالتمندانه و شرافتگونه ی فعلی تنها یک روز باشد…این یک روز بر سینه ی تاریخ نفت ثبت و حکاکی خواهد شد و تاریخ از او به نیکی و درستی یاد خواهد کرد

۱۹ اردیبهشت۹۸ بابک طهماسبی