سفرنامه ی ۲ اینبار به لالی به قلم بابک طهماسبی

سفرنامه ی 

سفر نامه

سفرنامه ی دوم اینبار به لالی

در ادامه ی سفرهای پیرامون انتخابات پیش رو به دوراهی لالی میرسم پیاده می شوم و خاک را که حالا به گل های سفید بابونه و زرد هم آذین شده را با تمام وجود۹ می بویم…تمام روزهای عمرم مانند فیلم رنگی از جلو چشمانم عبور می کند….
آه ای خاک دامنگیر و عزیز
اینبار نه به تفرج….که به خونخواهی آمده ام
ای خاک عزیز شهر پیر و خسته
نغمه ی شاد دخترکانت را که دزدید؟
طنین فریاد مردانت پشت کدام نداری های خجل، پنهان شد؟
فدای کدام بی لیاقتی های شوم شدی؟
فرزندانت چه بی صاحب شده اند؟
یاد همشهری های بی پشتیبانم در استان و شهر میفتم…
به قول دام ” نه او اودونی و نه بنگ مسلمونی…”
(به قول مادرم: نه آب و آبادانی مانده است و نه صدای اذانی می آید)

تصمیم میگیرم این بار به لالی بروم دیاری که گرچه سالهاست شهر شده اما هنوز صداقت و شرافت روستاییان در آن موج می زند
لالی از جمله شهرهایی ست که در انتخابات قبل اکثریت آن به مهندس عسگر ظاهری رای داده اند
از ورودی شهر به اولین مغازه که میرسم بعد از سلام و معرفی خود،نظر او را در خصوص اوضاع لالی و عملکرد نماینده سوال میکنم مغازه دار که خود را از طرفداران دور قبل نماینده معرفی میکند می گوید لالی به رکود رفته و با اینکه پتروشیمی در چند قدمی ماست اما اثری از استخدام بچه های لالی در آن نمی بینم او میگوید آلمینیوم سازی بسیاری از زمین های ما را به قیمت مفت خرید اما بچه های تحصیل کرده مان را حتی برای نگهبانی استخدام نکرد
از او سوال میکنم که آیا نماینده در جریان این موضوع قرار دارد؟!
با پوزخندی می گوید مگر ما به نماینده دسترسی داریم؟
چند نفر دیگر به جمع ما اضافه میشوند درددل ها بسیارند…اما از نوشتن بسیاری از آنها خودداری میکنم بالاخره من مشاور نماینده هستم…
سراغ جوانی که خود را پیمان معرفی میکند و معلوم است شدیدا کمردرد هم دارد می روم…تا سوال میکنم می گوید مردم لالی یکی از دلایل پیروزی مهندس ظاهری در انتخابات بوده اند به او سلام برسانید و بگویید چرا به لالی نمی آید و سری نمی زند تا از نزدیک در جریان مشکلات قرار بگیرد او میگوید که دیسک کمر باعث شده نتوانم کار کنم و وعده امکانات درمانی و بیمارستانی که قرار بود به شهر آورده شود هم هرگز محقق نشد
از او جدا می شوم و به جمع مردمی که در بازار مشغول خرید هستند می روم
سعی میکنم بحث را گروهی کنم تا در زمان کمتری، بازخوردهای بیشتری بگیرم از یکی از مردم که خود را کارمند فرمانداری معرفی میکند می پرسم می گوید در دور قبل یکی از بچه های لالی که خود کاندید بود و رد صلاحیت شده بود از من و طایفه دعوت کرد که به مهندس ظاهری رای بدهیم و ما نیز چنین کرده ایم اما حالا که برای حل مشکلاتمان به همان قوم و خویش که در شهرداری اهواز مشغول به کار است مراجعه می کنیم او نیز می گوید که نماینده جواب تماس هایم را نمی دهد!!! و این در حالیست که فرماندار نیز غیر بومی هست
فرد دیگر می گوید بیکاری جوانان را افسرده و اوضاع اقتصادی شهر را بهم ریخته است و این در حالیست که آلومینیوم سازی و پتروشیمی در چند کیلومتری ما هستند و میگویند بیش از هزار نفر از کهگلویه با تلاش و رایزنی مهندس عدل هاشمی در این۲ شرکت مشغول به کارند اما فرزندان خود ما بیکار و سرگردان مانده اند
چگونه نماینده ی شهرهای دیگر می توانند نیرو در شهر ما استخدام کنند اما نماینده ی خود ما…؟!
برایشان توضیح میدهم که مهندس عدل هاشمی نماینده ی چند دور مجلس و نایب رییس کمیسیون انرژی مجلس است و مدیران شرکت های پتروشیمی و…ما برای گرفتن تسهیلات و وام ها و.‌‌..به حمایت آنها نیاز دارند و ناگزیر به پذیرش برخی خواسته های آنها هستند…هرچه بیشتر توضیح میدهم جو متشنج تر میشود.‌‌..از بحث خارج میشوم و با نفرات همراهم به اولین ایستگاه پمپاژ آب در بیرون شهر می رویم
فضایی بیابانی و با صفا
آنجا با میلاد آشنا میشویم او هم از نبود امکانات می گوید و اینکه حوزه ی مسجدسلیمان به یک نماینده ی قلدر و پیگیر نیاز دارد که بتواند در مجلسی که نمایندگان قدرتمند ترک و اصفهانی حضور دارند ابراز وجود کنند
برای او توضیح میدهم که مشکلات شهر هم زیاد هستند و نماینده هم تا بدین جا تلاش خود را کرده است منتهی حل مشکلات عدیده ی حوزه ی مسجدسلیمان عزمی شاید ملی می طلبد

بعد از استراحتی کوتاه به شهر برمیگردیم مسابقه ی فوتبال نفت مسجدسلیمان و سپیدرود رشت است و شهر کاملا خلوت شده…ما هم دعا میکنیم که تیم نفت پیروز میدان باشد تا در لیگ برتر بماند
به پارک می رویم چند نفر نشسته اند و در هوایی آزاد گپ می زنند از اوضاع لالی و عملکرد نماینده می پرسم یکی از آنها می گوید عملکرد نماینده بد نبوده اما توان مهندس ظاهری همینقدر بوده که تماما هم توان خود را گذاشته است او می گوید که در چندین سفر به همراه ایشان بوده ام و دیده ام که جقدر دوست دارد برای شهر کاری
بکند اما مشکلات فراوان هستند و او یک تنه حریف مشکلات نمی شود
یکی دیگر از من می پرسد راستی خبر داری علی فرزند حاج محسن هم کاندید می شود؟ اظهار بی اطلاعی می کنم و خود ادامه می دهد: ظاهرا ایشان هم کاندید هست و دارد فعالیت انتخاباتی میکند
دیگری از سردار علیرضا ورناصری رقیب مهندس ظاهری در دور قبل می پرسد و می گوید از ایشان خبر ندارید که باز اظهار بی اطلاعی میکنم و میگوید امسال انتخابات گرمی خواهیم داشت و هرکس یارگیری بهتری بکند و افراد ذی نفوذ تری را جذب کند برنده می شود

سوالات و گمانه های بسیاری در خصوص پتروشیمی و استخدام غیر بومی ها و بردن فاز دوم آن به اندیمشک در لالی مطرح شد که قول دادم به زودی با دکتر یوسف داودی و نیز خود مهندس عسگر ظاهری در این خصوص مصاحبه ای شفاف و روشن و اختصاصی انجام دهم و سوالات آنها را مطرح نمایم

آنچه تا بدین تا از سفر به لالی متوجه شدیم اغلب نارضایتی ها در خصوص استخدام غیربومی ها و نیز سر نزدن نماینده به لالی بوده است که ما همین جا از مهندس ظاهری نماینده ی محترم خواهشمندیم تا در سفر به لالی، از نزدیک در جریان مشکلات مردم و گلایه ها و درددل های مردم قرار بگیرد

سفرنامه لالی بابک طهماسبی